تبليغاتX
ღღღ.•* *•.میعادگاه عشق .•* *•ღღღ






درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


دوستان عاشق


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :



تک ستاره من

 

تو تک ستاره من تو شب ستاره بارون

تویی تنها یاور من توی سرمای زمستون

جونم و قسم بخور تا بمونی پیشم همیشه

به خدا اگه باشی آسمون طلایی میشه

آره این نوشته های بود تو روزهای بی قراری

حالا رفتی و میدونم که دیگه دوسم نداری

زندگی من نمیشه ، منم مردم توی رویات

تو مگه نگفته بودی تک ستارم توی شبهات

خوب دیگه داره می ریزه اشک ها حتی توی خوابم

 

 

 

 

خوبی دارم به تو نزدیکی                                     میشه دستاتو گرفت توی این تاریکی

میشه تا آخر عمر با خیالت سرکرد                         میشه عاشق موند و عشق رو باو کرد

تا تو هستی جزتو همه چی ممنوع هست                 عشق دل کنده از این کوچه باغ بنبست

من توی آغوشت گرم بودم یا سرد                         کاش شب میفهمید ، روز باور میکرد

بغض یه دنبا رو از دلم کم کردی                          من فقط من بودم منو آدم کردی

عشق بی حادثه نیست  تو خیانت کردی                  اگه یادت باشه زود بر میگردی

ای خدایی که برام تو شبا فانوسی                          هول میشم وقتی با خدا حرف میزنم

 

 

 


نگارنده میعادگاه عشق : ღღღ مهسا ღღღ مورخ: جمعه هفتم تیر 1387 درساعت عشقی : 18:4
|+|



دلم میخواد

 

اگه به خاطر زیبایی ، دوست ام داری ، دوستم مدار!

خورشید رو دوست بدار با گیسوان زرنیش !

اگه به خاطر جوانی دوستم میداری دوستم مدار!

به بهار عشق بورز که هر سال جوان هست .

اگه به خاطر دارایی دوستم میداری دوستم مدار !

پری دریایی را دوست بدار که مروارید ویاقوت ، بسیار دارد

اگه دوستم میداری به خاطر عشق پس هر آینه دوستم بدار !

دوستم بدار هموازه من عاشقت خواهم ماند

 

 

 

امشب دلم میخواد : دوستت دارم را به کسی بگویم

تو نهراس و آنکس باش بگذار با هر چه آنچه در توان دارم همین امشب به تو ثابت کنم که دوستت دارم

بگذار برایت نقش آن دلباخته را بازی کنم که در لحظه ای دو از محبوب خویش زندگی رو نمی توانند.

بگذار همچون معشوقی که برای وصال خویش جان میدهد برایت جان دهم.

بگذار همین امشب پیش پایت زانو بزنم و تو رو ستایش کنم

بگذار در تاریکی تو به تو لبخند بزنم نگذار زمان از دستم برود و تو رو نیایم

میخواهم بیندشی که همین امشب غیرمن از کسی دیوانه تو نیست هر چند که جاهلانه فکری باشد .

کمی بیشتر با من و همین امشب بگذار خیال کنم که جز تو کسی نیست

همین یک امشب بگذار نقش بازی کنم نقش حقیقت را همان که دور از تو بارها روبه روی آینه تمرین کرده ام ای آخرین عشق من !

 

 

 

 

 

 

 

 


نگارنده میعادگاه عشق : ღღღ مهسا ღღღ مورخ: شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 درساعت عشقی : 12:53
|+|



چرا تنهام گذاشتی !!!

 

اگر  مي دانستي که چقدر دوستت دارم

سکوت را فراموش مي کردي
تمامي ذرات وجودت، عشق را فرياد مي کرد.


اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم

چشمهايم را مي شستي
و اشکهايم را با دستان عاشقت به باد مي دادي.


اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم

نگاهت را تا ابد بر من مي دوختي
تا من بر سکوت نگاه تو
رازهاي يک عشق زميني را با خود به عرش خداوند ببرم.


اي کاش مي دانستي...
اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم

هرگز قلبم را نمي شکستي
گر چه خانه ي شيطان شايسته ي ويراني است.


اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم

لحظه اي مرا نمي آزردي
که اين غريبه ي تنها، جز نگاه معصومت پنجره اي
و جز عشقت،
بهانه اي براي زيستن ندارد.


اي کاش مي دانستي...
اگر مي دانستي که چقدر دوستت
دارم

همه چيز را فدايم مي کردي
همه آن چيز ها که يک عمر بخاطرش رنج کشيده اي
و سال ها برايش گريسته اي.


اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم
همه آن چيز ها که در بندت کشيده رها مي کردي

غرورت را...  قلبت را...  حرفت را...


اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم
دوستم مي داشتي
همچون عشق که عاشقانش
را دوست مي دارد.


کاش مي دانستي که چقدر دوستت دارم
و مرا از اين عذاب رها مي کردي
اي کاش تمام اينها را مي دانستي . . .

 .

.

.

 

 

 


 

سلام دوستان عزیز شعرهای که اسم خودم رو مینویسم . سروده ی خودم هست . اما شعرهایی که اسم خودم رو نمی نویسم از کتاب مینوسیم .

 

 

.


نگارنده میعادگاه عشق : ღღღ مهسا ღღღ مورخ: یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 درساعت عشقی : 23:16
|+|



نمیرفتی

 
ای کاش نمی آمدی . ای کاش نمی رفتی . ای کاش دل من با رفتنت نمی شکست . ای کاش در غیاب نایبی بود تا زخمی که تو بر قلب من خراش انداخته بودی مرهمی بود .

ای کاش با تمامی وجود احساس میکردم که کبوترهای عاشق در آسمان صاف و زلال در بهار زیبایی عاشق پروازی دوباره خواهند داشت و من در حالی که به نظاره نشسته ام در شمارش اوج و نهایت دورباره شان را می ستایم .
ای کاش می شد انسان های پریشان حال پنچره های نیمه باز زندگی را تماما باز کنند .
تو رفتی و من نمیدانم که با رفتنت خوبیها خواهند مرد ، تو می روی و آسمان دلم در غروب غم ، غروب خواهد کرد . تو میروی و من میدانم ابرهای غم اندوه فراقت خورشید شادی ، آسمان دلم را خواهد گرفت

تو میروی من در فراقت خواهم گفت :

 ای کاش از روزاول فرهاد می مرد
 
  شیرین ، شیرین ها از یاد می برد

 ای کاش شیرین اینقدر شیرین نمی برد 

  ای کاش فرهاد عاشق دیرینه ی نمیرد 



نگارنده میعادگاه عشق : ღღღ مهسا ღღღ مورخ: پنجشنبه دوم خرداد 1387 درساعت عشقی : 11:58
|+|



رفت

 

رفت و منو تنها گذاشت با كوله بار خستگي-

گم شدم و تنها شدم تو كوره راه زندگي

رفت و نگاهي ام نكردبه اين مسافر غريب

كه بعد اون چه ميكشه از اين همه درد و فريب

رفت و نگامو نديد كه غرق بارونو غمه

از اين همه درد هرچي بگم بازم كمه

رفت و بازم تنها شدم با خاطرات بچگيم

با يك بغل شعرو غزل كه گم شده تو زندگيم

رفت و كتاب عشقمو زير غبار روزگار

از ياد اون رفت و حالا منم اسيرو بي قرار

رفت و كبوتراي عشق واسش بهونه ميگيرن

گلاي باغ زندگيم از غم هجرش ميميرن

رفت و نگفت كه كي مياد نگفت بي يادم ميمونه

اما دل ساده من باز اونو عاشق ميدونه.

 

 

 

 


نگارنده میعادگاه عشق : ღღღ مهسا ღღღ مورخ: چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 درساعت عشقی : 20:36
|+|



بزار بگم دوستت دارم ( جمله های کوتاه )

 

با یک نگاه تو به من رو کردی

روی به این سو کردی گفتی سلام

با یک کلام من رو جادو کردی

صید آهو کردی گفتم سلام

با اون نگاه عاشقت

گفتی به من دوستت دارم

چشمام به خندید و گفت

آره منم دوستت دارم

 

تو رو دوست دارم .

چنان پروانه ی که گم کرده دوست عشق را

میان باغ میگردم

دوست دارم در خیابان خیال تو قدم بزنم و چتر شکسته غم هایم رو باز کنم

دوست دارم شاعر لحظه های سرخ باشم و غزل غزل گریه کنم

تا بدانی چه قدر دوستت دارم

 

گریه کردم اشک بر داغ دل محرهم نشد

ناله کردم ذرهای از دردهایم کم نشد

در گلستان بوی بسیار می بوئیدم ولی

از هزاران گل ، گلی همچون ، مریم ( )  پیدا نشد

 

 

مرا یکدم زخوبان دل جدا نیست

مرا یکدم صدحیف که در خوبان وفا نیست

به خوبان دل سپردن کار سهل هست

زخوبان دل گرفتن کار مار نیست

 

 

من این دنیایی زیبا را به دیدار تو می نشینم

من این جهان عزیزم را به دیدار تو می نشینم

به راحت از فلک خواهم به دوست از خدا خواهم

اگر پرسیدند از هستی چه خواهی

فقط بگم تو رو خواهم

 

 


نگارنده میعادگاه عشق : ღღღ مهسا ღღღ مورخ: یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387 درساعت عشقی : 21:7
|+|



دوستت دارم

 

 

دوستت دارم چون باران بوی تو را میدهد

دوستت دارم چون بوی گل را میدهی

دوستت دارم چون مثل گل زیبا هستی

دوستت دارم .... هستی

دوستت دارم چون قلبم هدیه ازتو هست

دوستت دارم چون نگاه چشمانت مرا در خود غرق کرده هست

دوستت دارم چون صدایت به من آرامش خاصی میده

دوستت دارم چون همیشه یار و یاورم بودی

دوستت دارم چون هیچ وقت تنهام نذاشتی

دوستت دارم چون تو هم دوستم داری

مهســـا 

 

 

 

 

 

 

 


نگارنده میعادگاه عشق : ღღღ مهسا ღღღ مورخ: دوشنبه ششم اسفند 1386 درساعت عشقی : 21:50
|+|



بیا بهم قول بدیم

 

بیا بهم قول بدیم که هیچ وقت همدیگر  رو تنها نزاریم

بیا بهم قول بدیم که همیشه یاور هم باشیم

بیا بهم قول بدیم که در غم ها و شادی های هم شریک باشیم

بیا بهم قول بدیم که تا ابد کنار هم بمونیم

بیا بهم قول بدیم که نزاریم سر نوشت منو و تو رو  جدا نکنه

بیا بهم قول بدیم که تا ابد همدیگرو دوست میدارم

بیا بهم قول بدیم که هیچکس رو تو قلبمون نزاریم

بیا بهم قول بدیم که در قلبمون هرگز برای کسی باز نشه

 

 :heart:
:heart:  نویسنده : مهسا  :heart:

:heart:

 


 

 


نگارنده میعادگاه عشق : ღღღ مهسا ღღღ مورخ: شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 درساعت عشقی : 22:57
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.TakTemp.com & www.j28.ir



1